مصرف فرهنگی در جامعۀ معاصر از اهمیت بالایی برخوردار است. این پژوهش به روش پیمایشی به بررسی مصرف فرهنگی و عوامل مرتبط با آن در بین دانشجویان دانشگاه یاسوج پرداخته است. حجم نمونه 400 نفر انتخاب شد. روش نمونه گیری مورد استفاده برای دستیابی به پاسخگویان نیز، طبقه¬, ای چندمرحله¬, ای متناسب با حجم بوده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود که بر اساس روش آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی، تعیین پایایی و اعتبار شد. برای تبیین مصرف فرهنگی، پنج متغیر آگاهی فرهنگی، سرمایه اجتماعی، مصرف رسانه ای، نوگرایی و پایگاه اجتماعی اقتصادی به عنوان متغیرهای مستقل مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد از بین سه گونۀ مصرف فرهنگی، بیشترین میزان مصرف مربوط به مصرف موسیقی، سپس مصرف فیلم و در نهایت مصرف کتاب بود. . از سوی دیگر، مصرف موسیقی و مصرف فیلم با هر پنج متغیر رابطه مثبت و معناداری داشتند و مصرف کتاب تنها با مصرف رسانه ارتباط معنادار نداشت. در نهایت بر اساس نتایج تحلیل مسیر مشخص شد که زمینۀ اجتماعی-اقتصادی، مصرف رسانه و آگاهی فرهنگی به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم، و نوگرایی و سرمایه اجتماعی نیز تنها به صورت مستقیم بر میزان مصرف فرهنگی دانشجویان تأثیرگذار هستند. در مجموع، متغیر آگاهی فرهنگی بیشترین تأثیر را بر مصرف فرهنگی داشت.